سرخط خبرها

به قلم: جوالدوز

یك زبان دارم، دو تا دندان لق                    مي‌زنم تا مي‌توانم حرف حق  

مش صادق طبق روال هر روز نشسته بود لبه حوض کنار گلدان شمعدانی و نوه اش مشغول خواندن اخبار شهرستان از کانالهای خبری برای او .
 
بحث شبانه یکی از کانالها راجع به مدیران غیر بومی در این شهر بود که عمدتاً از یک استان خاص روانه شده اند و زمام امور را بدست گرفته و چون کار بلد نیستند خیلی از کارها در این شهر قفل شده است و امورات پیش نمی رود و حتی امور مثبت سابق هم در حال منفی شدن است . که ناگهان مش صادق خروشید و با صدای لرزان و بلند گفت : خدا هی خدا ای همه جوونه درس خونه درجه یک ای شهر  داره اوسو همه نه نین یه لا عه لرسو آم ورمو اِوردن . آخه ای چه وضعشه . هرچی سیل موکونی هیچی عه ایما بالاتر نرن . خدا شاهده موعن ، یکی عه ای مدیرا حتی نمینه کامپیوتر روشن کنه .جوونا ای شهر ، همه جا پرچمشوبالاتره غیر ز شهر خومو .
 
راحت تابلو شهره عوض کنید و جا ناون بنیسید وه لرسو خوش آمایت .

نظرات (0)

امتیاز 0 از 5 از مجموع 0 رای
نظری برای این مطلب وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر توسط مهمان
امتیاز به مطلب:
0 کاراکتر
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location